دپارتمان ها

دپارتمان خانواده

وکالت حق طلاق
حق طلاق چیست؟ (وکالت حق طلاق به زن)

وکالت در طلاق یا همان حق طلاق به دو صورت است:

اول این حق طلاق حقی است در اختیار مرد که به صورت شرط ضمن عقد در سند نکاحیه نوشته شود. دوم این که زوج (مرد) به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه می کند و وکالت در طلاق به همسرش یا دیگری بدهد .اگر زوج خارج از کشور باشد می تواند به سفارت یا کنسولگری ایران مراجعه کند و حق طلاق را به هر کس که تمایل داشته باشد اعطا کند. اما مورد شایع این است که مرد به همسرش وکالت در طلاق می دهد ولی همانطور که گفته شد زوج می تواند این وکالت در طلاق را به هر کس که بخواهد فرضا پدرش یا دوستش واگذار کند.

همانطور که گفته شد این یک اصل کلی و قانونی است یعنی طلاق حقی است در اختیار مرد. اما مرد می‌تواند همچون سایر حقوق، وکالت در اجرای این حق طلاق را به دیگری بدهد. در عقدنامه‌ها در واقع زن، وکیل مرد می‌شود که هرگاه که شروط ضمن عقد حاصل شد به وکالت از مرد، خود را طلاق دهد. بنابراین با حصول هر یک از شرایط زیر، زن می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و با اثبات شروط زیر طلاق بگیرد؛ حتی اگر مرد حاضر به طلاق نباشد. لازم به ذکر است بار اثبات تمامی موارد زیر در دادگاه بر عهده‌ی زن است و او باید در دادگاه ثابت نماید که هر یک از این شروط محقق شده است تا بتواند از وکالت در طلاق و حق طلاق خود استفاده نماید.

۱- استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت شش ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه‌ی نفقه و همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه‌ی زن را به مدت شش ماه وفا نکند و اجبار شوهر هم ممکن نباشد.
بنابراین اگر مردی نفقه‌ی همسر خود را به مدت شش ماه ندهد و در این خصوص رای دادگاه نیز صادر شود و نفقه از اموال او نیز قابل اخذ نباشد، زن می‌تواند از وکالت در طلاق خود استفاده نماید.

۲- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به‌حدی که ادامه‌ی زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل کند.

۳- ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌آمیز باشد.

۴- جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعاً ممکن نباشد. در قانون، جنون مرد موجب فسخ نکاح از طرف زن است. اما در مواردی که جنون شرایط قانونی را ندارد زن می‌تواند با استفاده از این بند اقدام به طلاق خود نماید.

۵- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
همان‌طور که مرد می‌تواند اشتغال زن در شغلی را منافی مصالح خانوادگی بداند و از ادامه‌ی اشتغال زن خود جلوگیری نماید؛ با وجود این شرط زن نیز می‌تواند اشتغال شوهر در شغلی را منافی با مصالح خانوادگی یا حیثیت خود بداند و تقاضای استفاده از وکالت در طلاق خود را نماید.

۶- محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به پنج سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.

۷- ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه‌ی زندگی برای زوجه دشوار باشد.
اعتیادی که به اساس خانوادگی ضرر بزند، مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد، فروش اثاثیه‌ی منزل و وارد کردن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند شود.

۸- زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است و یا این‌که زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند. در ارتباط با این بند باید اشاره کنیم که در صورتی که مرد شش ماه متوالی بدون عذر موجه غیبت کند، زن وکالت در طلاق دارد و این امر ارتباطی با پرداخت نفقه ندارد. بنابراین اگر نفقه زن در این مدت شش ماه نیز تامین شده باشد، باز هم زن می‌تواند از وکالت در طلاق خود استفاده نماید.
۹- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب به جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زن باشد. تشخیص این‌که مجازات مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است، با توجه به وضع و موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
بنابراین و با توجه به این بند اگر مردی محکوم به تحمل مجازات شود – ولو این مجازات ۱۰ ضربه‌ی شلاق باشد- زن می‌تواند با طرح دعوا و اثبات اینکه جرم انجام شده توسط مرد مغایر حیثیت خانوادگی است از وکالت در طلاق خود استفاده نماید.

۱۰- در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر، صاحب فرزند نشود.

۱۱- در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.
گرچه مفقودالاثر شدن امروزه نیز می تواند اتفاق بیفتد اما این شرط بیشتر در زمان جنگ قابلیت اجرا دارد.

۱۲- زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نکند.

آنچه که در حق طلاق اهمیت دارد حدود اختیارات است. به عنوان مثال مرد می تواند از سردفتر بخواهد که در وکالت قید کند طلاق در قبال بذل (بخشیدن) تمام مهریه باشد و یا نه می تواند وکالت در طلاق را با بذل هر مقدار از مهریه یا غیر آن قرار دهد. لذا در خصوص این پرسش که آیا با وکالت در طلاق امکان گرفتن مهریه وجود دارد؟ باید گفت که بستگی به حدود اختیارات وکیل در وکالت در طلاق دارد وکالت برای طلاق اگر در ضمن عقد نکاح (سند ازدواج) شده باشد غیر قابل عزل از جانب مرد می باشد و اگر اعطای وکالت در طلاق در دفترخانه داده شده باشد می تواند بلا عزل و یا قابل عزل و یا مدت دار باشد که همه این موارد بستگی به مرد دارد که چه نوع وکالت در طلاقی بخواهد اعطا کند.

اگر زنی وکالت در طلاق از همسرش داشته باشد بدون نیاز به حضور شوهر در تمام مراحل و از طریق وکیل دادگستری می تواند با طلاق توافقی، به راحتی طلاق بگیرد. آیا زن هم می تواند وکالت را به شوهر خود بدهد؟ یعنی عکس آنچه که در بالا گفته شد. در این مورد نیز مشکل حقوقی و قضایی وجود ندارد و زن می تواند با مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی به شوهر وکالت برای گرفتن وکیل به جهت مطلقه نمودن خود از قید زوجیت با وکالت بذل تمام یا قسمتی از مهریه را بدهد. اگر چه که این وکالت کم دیده می شود ولی منع قانونی ندارد ولی مشکل این وکالت نامه ها که زوج، وکیل زوجه می شود آزمایش بارداری یا بکارت است که باز هم نیازمند حضور زوجه برای آزمایش بارداری و یا تست بکارت می باشد. چرا وقتی وکالت برای طلاق ( حق طلاق ) را داریم باید وکیل دادگستری داشته باشیم ؟ میدانیم که هرکسی می تواند برای امور حقوقی و اداری به  دیگری وکالت محضری بدهد ولی وکالت در دادگاه مستلزم داشتن پروانه وکالت و تخصص است و اینگونه نیست که هرکس بتواند با اخذ وکالت در دفتر خانه از دیگری به جای او در دادگاه وکالت کند . لزوما می بایستی وکالت به وکیل صلاحیت دار دارای پروانه وکالت باشد از این رو وقتی مثلا زن از شوهر وکالت دارد در واقع وکالت دارد که برای او وکیل دادگستری انتخاب کند.

محاسبه و مطالبه مهریه
مطالبه مهریه

مهریه یا صداق به موجب قانون، مالی است که زوج (شوهر) به مناسبت عقد نکاح ملزم به پرداخت آن به زوجه (زن) است، اما این بدان معنی نیست که عقد نکاح بدون مهریه باطل باشد یا پس از عقد ازدواج تعیین مهر امکان نداشته باشد. پس از ازدواج نیز امکان تعیین و پرداخت مهر وجود دارد حتی اگر مهریه به دلیل کلی بودن یا غیرمشروع و غیرقانونی بودن یا مالیت نداشتن باطل شود نیز همچنان عقد ازدواج صحیح خواهد بود. مهری که پیش از عقد نکاح یا در هنگام عقد تعیین می­‌شود؛ به عبارت دیگر آنچه در سند ازدواج نوشته شود را (صرف نظر از میزان مهریه) مهرالمسمی می‌نامند. اما اگر مهر در زمان عقد و ثبت آن تعیین نشده باشد و بعد از ازدواج تعیین شود، به آن مهر‌المثل یا مهرالمتعه گفته می‌­شود. اگر زوج همسر خود را پیش از وقوع رابطه‌ی زناشویی طلاق دهد، یا عقد نکاح باطل شود یا عقد ازدواج به هر دلیلی غیر از طلاق صحیح نباشد، زوجه مستحق مهرالمتعه خواهد بود. یعنی در پرداخت مهر به زوجه به وضعیت مالی زوج و توانایی او در پرداخت مهریه توجه می‌شود. اما اگر نزدیکی و عمل زناشویی واقع شود، زوجه به میزانی که زنان هم‌سان او مهریه دریافت می‌کنند، استحقاق دریافت مهریه را خواهد داشت. در تعیین آن نیز وضعیت کلی زوجه و زندگی سابق وی و مواردی از این قبیل ملاک عمل قرار خواهد گرفت. مهریه هر مال مشروع و قانونی را که مالک آن زوج است، شامل می‌شود. در حال حاضر چنانچه قصد بر مهر قراردادن ملک یا مالی غیر از سکه و طلا باشد، باید عین مال در عالم واقعیت موجود باشد و فی‌المثل خانه‌ای که قرار است خریده شود یا نصف اموالی که قرار است در آینده به دست آورده شود، هرچند شاید بتوان آن را در سند ازدواج در ردیف شرایط ازدواج ذکر کرد، ولی دفاتر ثبت ازدواج آن را به عنوان مهریه ثبت نخواهند کرد، زیرا مشخصات ملک و املاک و اموال باید به صراحت و با جزییات ثبت شود و از آنجا که سند ازدواج یک سند رسمی است، آن مال یا ملک به محض ثبت در سند ازدواج جزو اموال زوجه خواهد بود. نکته دیگر اینکه این تصور که در حال حاضر امکان تعیین مهر به بیش از ۱۱۰ عدد سکه وجود ندارد تصور و استنباط نادرستی از قوانین جدید است. مهریه به هر میزان و هر مالی می‌تواند باشد و شوهر در صورت تمکن و دارایی متعهد به پرداخت کامل مهریه است. اما به موجب قوانین اگر مالی از شوهر یافت نشود، امکان جلب و محبوس کردن شوهر تا پرداخت مهریه یا تعیین شرایطی برای پرداخت مهریه (نظیر قسط‌بندی آن) تنها تا میزان ۱۱۰ عدد سکه وجود خواهد داشت. حال اگر تا میزان ارزش ۱۱۰ عدد سکه به هر نحوی، به زوجه پرداخت شود، امکان جلب و محبوس کردنِ شوهر برای بیش از ۱۱۰ عدد سکه منتفی می‌شود. اما هر زمان مالی از شوهر یافت شود، امکان وصول آن از اموال شوهر ولو مازاد بر ۱۱۰ عدد سکه محفوظ خواهد ماند.

نکته‌ی دیگر در خصوص مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه است که در حال حاضر به بحث پرچالش بین خانواده‌های عروس و داماد بدل شده است. جالب است بدانید که در هیچ متن قانونی و هیچ مقرره‌ای، به این امر اشاره نشده است و بنابراین بحث جدیدی است. بنابراین باید بدانیم که اگر اشاره‌ای به نوع مهریه نشود، اصل بر عندالمطالبه بودن آن است اما امروزه دفاتر ثبت ازدواج بنا بر بخشنامه‌ی سازمان ثبت اسناد مکلف به پرسش در خصوص نوع مهریه از زوجه و ثبت آن در دفاتر ازدواج هستند. مهریه‌ی عندالمطالبه یعنی هر زمان که زوجه مهریه خود را مطالبه کند، شوهر موظف به پرداخت آن صرف نظر از وضعیت مالی­ خویش است. از سوی دیگر، مهریه‌ی عندالااستطاعه به این معنی است که حتی در صورت مطالبه‌ی مهریه، هر زمان که شوهر توانایی پرداخت داشته باشد، قابل وصول خواهد بود. زن حق دارد قبل از تمکین، مطالبه مهر کند، حتّى اگر شوهر قدرت پرداخت مهریه را نداشته باشد و در صورتی که مهر تعیین نشده و عقد به علت عیب عنن (عدم توانایی جنسی مرد) فسخ شود، زن مستحق نصف مهر المثل است. پس از ازدواج، رابطه زوجیت بین طرفین ایجاد و حقوق و تکالیفی برای طرفین مقرر می‌شود از جمله آن تکالیف مهریه می‌باشد.

تعلق نصف مهر

۱ـ موردی که در عقد، مهر معین شده یا بعد از عقد تعیین شده است و قبل از نزدیکی طلاق صورت گیرد زن مستحق نصف مهر المسمی خواهد بود۲ـ در صورتی که مهر تعیین نشده و عقد به علت عیب عنن عدم توانایی جنسی مردفسخ شود، زن مستحق نصف مهر المثل است.

نحوه وصول مهریه

1- طرح دعوی در دادگاه: با تقدیم دادخواستِ مطالبه مهریه به استناد دلائل و مدارک از جمله سند ازدواج به دادگاه، حکم پرداخت مهریه و اجرائیه صادر و به محکوم علیه ابلاغ و اجرا می‌شود، همزمانمی‌تواند تقاضای تأمین مهریه را هم بکند تا این که وصول آن سهل‌تر باشد.

۲- از طریق اجرای ثبت: در مورد اموال منقول مثل پول و سکه، مرجع صدور اجرائیه، دفتر خانه‌ ازدواج که سند ازدواج را تنظیم کرده‌ می‌باشد، در مورد اموال غیرمنقول اگر ملک در دفتر املاک ثبت شده توسط دفترخانه ای که سند را تنظیم کرده اجرائیه صادر می‌شود ولی اگر مال ثبت نشده باشد باید از طریق دادگاه اقدام نمود.

محاسبه مهریه

درباره آیین‌نامه اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی مصوب ۱۳/۲/۷۷ هیات وزیران ذکر این نکات ضروری به نظر می‌رسد: با توجه به ماده ۱ آیین‌نامه چنانچه مهریه وجه رایج باشد مرجع صالح بنا به درخواست هر یک از زوجین میزان آن را با توجه به تغییر شاخص قیمت سال زمان تادیه نسبت به سال وقوع عقد محاسبه و تعیین می‌کند. مطابق تبصره ذیل ماده ۱ آیین‌نامه در صورت تراضی زوجین درباره محاسبه پرداخت مهریه ، بر اساس آن رفتار می‌شود. با توجه به ماده ۲ آیین‌نامه، نحوه محاسبه مهریه وجه رایج به‌این صورت است: متوسط شاخص بها در سال قبل تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد، ضرب در مهریه مندرج در عقدنامه.

بر اساس ماده ۳ آیین‌نامه، در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی پرداخت شود تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه خواهد بود.با توجه به رای وحدت رویه شماره ۶۴۷ – ۲۸/۱۰/۷۸ هیات عمومی دیوان عالی کشور منظور مقنن از تصویب ماده واحده الحاق یک تبصره به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی مصوب ۱۳۷۶ با توجه به عبارت صدر تبصره و فلسفه وضع آن حفظ ارزش ریالی مهریه زوجه است که به طور معمول بر حسب وجه رایج تعیین می‌شود اگرچه تاریخ وقوع عقد ازدواج مربوط به زمان قبل از تصویب تبصره مزبور باشد. با این وصف قانون مرقوم (تبصره الحاقی) با ماده ۴ قانون مدنی تعارضی ندارد.همان‌طور که نظریه شماره ۱۱۳۳۳/۷ – ۲۰/۱۲/۸۰ اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه حکایت دارد، تعیین تکلیف قانونی در مورد دین به نرخ روز متوجه اصل دین است نه شخص مدیون یا ضامن. بنابراین قانون الحاق یک تبصره به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی مصوب ۱۳۷۶ اختصاص به زوج ندارد و شامل کسی هم که ضمانت پرداخت را کرده است می‌شود.

در هنگام طلاق

با توجه به نظریه شماره ۶۶۴۶/۷ مورخ ۲۵/۶/۸۰ اداره کل حقوقی و تدوین قوانین، چنانچه طلاق به درخواست زوجه در سال ۱۳۵۹ صورت گرفته و اجراییه نیز در همان زمان صادر شده است، بنابراین ماده واحده و رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور نسبت به آن تسری ندارد و مهریه باید بر اساس حکم طلاق و اجراییه صادره وصول شود. به موجب نظریه شماره ۹۶۰۷/۷ – ۳/۱۲/۷۹ طبق رای وحدت رویه شماره ۶۴۷ – ۲۸/۱۰/۷۸ دیوان عالی کشور، قانون الحاق یک تبصره شامل زوجه‌هایی که تاریخ عقد آنان قبل از تصویب قانون مذکور بوده است، نیز می‌شود. رای وحدت رویه اخیر در مورد محاسبه مهریه به نرخ روز شامل زوجه‌هایی است که در زمان تصویب قانون ۲۹/۴/۷۶ خود و همسرشان در قید حیات بوده‌اند. چنانچه زوج یا زوجه یا هر دو قبل از تصویب قانون فوت شده باشند محاسبه مهریه به نرخ روز جواز قانونی ندارد. با توجه به نظریه شماره ۵۲۸۰/۷ مورخ ۲/۱۱/۷۸ اداره کل حقوقی و تدوین قوانین، بین زمان مطالبه و زمان تادیه تفاوت است و پس از مطالبه زوجه باید نرخ تورم زمان تادیه ملاک عمل واقع شود نه زمان مطالبه. بنابراین به عنوان نتیجه بررسی این آرا و مقایسه آنها باید گفت محاسبه مهریه بر اساس نرخ شاخص تاریخ وقوع عقد صورت می‌گیرد و بین عقد دایم و منقطع از این نظر تفاوتی وجود ندارد.

وصول مهریه به نرخ روز از طریق اجرای ثبت

موضوعی که ممکن است برای برخی ایجاد سوال کند این است که چرا در پرونده‌ای که به بررسی آن پرداختیم سخن از مراجع رسیدگی‌‌کننده اداره ثبت است و از دادگاه سخنی به میان نیامده است؟ دلیل این موضوع این است که اگر مهریه وجه نقد یا در حکم نقد مانند سکه و طلا باشد زن با در دست داشتن سند رسمی ازدواج می‌تواند به دفتر ازدواج و یا دایره ثبت (مستقر در اداره ثبت اسناد محل وقوع ازدواج) مراجعه و در برگه خاصی که در آن دایره موجود است تقاضای صدور اجراییه کند. اجراییه به شوهر ابلاغ می‌شود و به او ۱۰ روز مهلت داده خواهد شد تا طلب همسرش را پرداخت کند. در صورتی که شوهر در این مدت دین خود را نپردازد، زن می‌تواند با معرفی اموال و دارایی شوهر از اجرای ثبت، تقاضا کند اموال او توقیف شود و نیز می‌تواند مطالباتی را که شوهر از اشخاص دیگری دارد و یا موجودی حساب‌های بانکی او را توقیف کند. زن همچنین می‌تواند تقاضای توقیف حقوق شوهر را از سازمان‌ها و مؤسسه‌های دولتی و یا خصوصی بکند و تا میزان یک چهارم حقوق (مادام که شوهر متأهل است) و نیز یک سوم آن را (در صورتی که زن و شوهر از یکدیگر جدا شوند و تا زمانی که شوهر زن دیگری اختیار نکرده) توقیف کند. اگر مهریه سکه یا طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قیمت روز مطالبه آنها (روزی که زن آن را از طریق اجرای ثبت و یا دادگاه مطالبه می‌کند) ملاک اجرای قانونی حکم است. اگر سند ازدواج رسمی نباشد، زن برای مطالبه مهریه خود باید از روش تسلیم دادخواست به دادگاه اقدام کند.

محاسبه و مطالبه نفقه
مطالبه نفقه

نفقه یعنی تأمین هزینه زندگی زن که شامل خانه، اثاثیه، منزل، غذا، لباس، دارو و درمان بوده که از زمان عقد دائم بر عهده شوهر است. محاسبه میزان نفقه بر مبنای شئونات خانوادگی زن، عرف و عادت ساکنان هر منطقه و وضع مالی مرد میباشد. نفقه در زمینه ازدواج دایم مطرح مى شود و در عقد موقت نفقه وجود ندارد مگر اینکه زن و مرد توافق کرده باشند. در صورتی که زنی به صورت عام یا خاص از همسر خود تمکین نکند، عنوان ناشزه بر وی تعلق می گیرد و در نتیجه پرداخت نفقه از عهده شوهر وی ساقط می شود. در تعريف تمکين نيز بايد گفت که تمکين عبارت از برآوردن نيازهاي شوهر و اجابت کردن خواسته‌هاي مشروع وي از سوي زن ، يکي از مصاديق تمکين در قانون، اقامت زن در خانه دايمي شوهر است، به اين معنا که زن براي دريافت نفقه بايد در خانه شوهر زندگي کند مگر آن که حين وقوع عقد شرطي جز اين شده باشد. همچنين در صورتي که زن بدون دليل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترک و حتي در خانه پدر و مادر خويش اقامت کند، مرد مي‌تواند از دادن نفقه امتناع کند. بر اساس قانون، زني که بدون دليل موجه از تمکين همسرش خودداري کند، ناشزه ناميده مي‌شود که در اين صورت مرد مي‌تواند علاوه بر عدم پرداخت نفقه از دادگاه تقاضاي طلاق کرده يا درخواست ازدواج مجدد کند. در مورد اینکه نفقه به زن پرداخت شده است یا خیر باید توسط مرد اثبات شود. لذا به محض درخواست نفقه از طرف زن مرد ملزم به ارائه ادله مبنی بر عدم تمکین زن است. اثبات نشوز (عدم تمکین) زن در دادگاه حقوق مشخصی مثل قطع شدن نفقه و اجازه ازدواج مجدد را برای مرد فراهم میکند. ولی اگر ادامه حضور زن در خانه مشترک، متضمن بيم بدني، مالي يا شرافتي باشد، زن مي‌تواند از دادگاه درخواست کند به او اجازه دهد در مکان امني زندگي کند، در اين صورت شوهر مکلف به پرداخت نفقه خواهد بود.نکته مهم در مورد نفقه اين است که حتي در صورتي که زن شخصاً درآمد مستقلي داشته باشد، اين موضوع مرد را از پرداخت نفقه معاف نمي‌کند.

ضمانت اجراي خودداري مرد از پرداخت نفقه

دو نوع ضمانت اجرا براي خودداري مرد از پرداخت نفقه وجود دارد، اول ضمانت اجراي حقوقي که در اين صورت، هرگاه با وجود تمکين زن، شوهر از پرداخت نفقـه خودداري کند، زن مي‌تواند با طرح دعوي حقوقي، محکوميت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ در اين صورت، دادگاه حکم به پرداخت نفقه خواهد داد. اگر دادگاه حکم به پرداخت نفقه صادر کند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن اين حق را دارد که در صورت تمايل، تقاضاي طلاق کند. نکته دوم، ضمانت اجراي جزايي است. بر اين اساس بايد گفت از آنجايي که نپرداختن نفقه در قانون ايران، جرم محسوب مي‌شود، زن مي‌تواند با مراجعه به دادسراي عمومي، تعقيب جزايي شوهر را بخواهد که در اين صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نيز محکوم خواهد شد.

امکان مطالبه نفقه ايام گذشته توسط زن

زن مي‌تواند نفقه ايام گذشته خود را نيز مطالبه کند؛ اين در حالي است که در مورد فرزندان مشترک، الزام مرد به پرداخت نفقه از تاريخ تقديم دادخواست امکان‌پذير است؛ به اين معنا که فرزندان نمي‌توانند مدعي عدم پرداخت نفقه در گذشته شوند. همچنين قانون، حقوقي را براي زناني که همسرانشان فوت مي‌کنند، در نظر گرفته است. تا سال 1381 هرگاه عقد ازدواج به دليل فوت شوهر منحل مي‌شد، در عين حال که زن مکلف بود (4 ماه و 10 روز) عدّه نگاه دارد و نمي‌توانست نفقه مطالبه کند اما با اصلاح ماده 1110 قانون مدني، زن مي‌تواند در ايام عدّه، نفقه خود را مطالبه کند.

محاسبه نفقه

ضابطه موجود در تعیین میزان نفقه، بر مبنای شؤونات خانوادگی زن، عرف و عادت همشهری ها، نفقه امثال زوجه و وضع مالی مرد می باشد و در صورت عدم توافق زوجین در میزان نفقه، نظر کارشناس اخذ می گردد.

شرایط پرداخت

به محض اینکه عقد ازدواج صورت پذیرفت و زوجین زندگی زناشویی خود را آغاز نمودند، شوهر مکلف به پرداخت نفقه است. البته زوجه در صورتی مستحق نفقه است که از همسر خود در مفهوم خاص تمکین نماید. تمکین خاص به معنی تسلیم کامل زن در مقابل شوهر در تمتع بردن جنسی است مگر آنکه زن عذر شرعی داشته باشد یا بیمار باشد. تمکین در معنای عام به معنای اطاعت زن از شوهر در موارد روابط خانوادگی، خوش رفتاری، خوش رویی، سکونت در یک منزل، عدم خروج بدون اجازه شوهر است. به زنی که از همسرش در مفهوم خاص و عام اطاعت ننماید "ناشزه" گویند. ماده ۱۱۰۸- هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. شرایط و عجز از پرداخت نفقه - نفقه معوقه را چگونه مطالبه کنیم ؟ در قالب بازخوانی یک پرونده - نحوه مطالبه نفقه فرزندان بالغ غیر رشید.

ترک منزل ار ناحیه زوجه و تعلیق نفقه

زوج وظیفه دارد که در حد توانش منزلی مستقل و متناسب با شؤونات زوجه فراهم نماید. حال اگر این منزل از جنبه شؤونات اجتماعی مطابق حال زن باشد ولی به سر بردن در آن منزل موجب شود که احتمال ضرر و زیان شرافتی یا بدنی (آزار و اذیت) زوجه برود، خروج وی از منزل "نشوز و عدم اطاعت" محسوب نمی گردد و نفقه تا زمان برطرف شدن مشکل به وی تعلق خواهد گرفت. ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی- زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی- اگر بودن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

ضمانت اجرای عدم پرداخت نفقه

زنی که همسرش از پرداخت نفقه به وی خودداری می کند، هم می تواند شکایت کیفری کند و هم می تواند دادخواست حقوقی ارائه نماید.

شکایت کیفری

زن در یک برگ عادی شکایت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه می دهد. در این صورت به شکایت وی خیلی سریع رسیدگی می شود و مرد ملزم و محکوم به پرداخت نفقه خواهد شد. در این صورت اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری کند، به زندان اعزام می گردد. البته لازم به ذکر است که نفقه مربوط به زمان حال از طریق کیفری قابل مطالبه و نفقه مربوط به گذشته با ارائه دادخواست حقوقی قابل پرداخت است. ماده ۶۴۲- هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تعدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.

جرم مستمر

زن در یک برگ عادی شکایت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه می دهد. در این صورت به شکایت وی خیلی سریع رسیدگی می شود و مرد ملزم و محکوم به پرداخت نفقه خواهد شد. در این صورت اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری کند، به زندان اعزام می گردد. البته لازم به ذکر است که نفقه مربوط به زمان حال از طریق کیفری قابل مطالبه و نفقه مربوط به گذشته با ارائه دادخواست حقوقی قابل پرداخت است. ماده ۶۴۲- هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تعدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.

نحوه محاسبه میزان تمبر و عجز از پرداخت

اگر مثلاً میزان نفقه مورد مطالبه ۱۰۰ هزار تومان باشد، هزینه تمبر آن ۱۵۰۰ تومان می باشد یعنی ۵/۱ درصد از کل مبلغ نفقه. بنابراین روش محاسبه هزینه تمبر به این صورت است که : خواسته × ۵/۱% : حاصل میزان مبلغ لازم برای ابطال تمبر می باشد. ۵۰۰ = ۵/۱صدم ×۱۰۰۰۰

اگر زنی توان هزینه تمبر را نداشت، می تواند ضمن دادخواست مطالبه نفقه، دادخواست اعسار (دادخواست عجز از پرداخت نفقه) را ارائه دهد و شهود خود را معرفی نماید که در صورت اثبات، از پرداخت هزینه دادرسی معاف می گردد.

نفقه در مدت عقد و قبل از ازدواج

در مدت فاصل میان عقد و انجام ازدواج، نفقه ای به زن تعلق نمی گیرد مگر اینکه زن جهت شروع به زندگی اعلام آمادگی کرده باشد ولی مرد از بردن همسرش خودداری نماید که در این صورت زن مستحق دریافت نفقه می باشد. در این صورت زوجه باید بتواند ادعای خود را ثابت نماید یعنی یا باید به نزدیکترین مجتمع قضایی محل سکونت خود مراجعه، سه برگ اظهارنامه دریافت و آمادگی خود را اعلام نماید یا اینکه چند نفر را به شهادت بگیرد و استشهادیه ای تنظیم نماید. نفقه زوجه در زمانی که وی تمکین را منوط به پرداخت مهریه نموده است: به زنی که بعد از عقد، شروع به زندگی زناشویی و رفتن به خانه شوهر را منوط به پرداخت مهریه نماید، نفقه تعلق می گیرد و مرد مکلف است نفقه وی را بپردازد. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی- زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده، از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

نحوه پرداخت نفقه پس از طلاق

در مدت فاصل میان عقد و انجام ازدواج، نفقه ای به زن تعلق نمی گیرد مگر اینکه زن جهت شروع به زندگی اعلام آمادگی کرده باشد ولی مرد از بردن همسرش خودداری نماید که در این صورت زن مستحق دریافت نفقه می باشد. در این صورت زوجه باید بتواند ادعای خود را ثابت نماید یعنی یا باید به نزدیکترین مجتمع قضایی محل سکونت خود مراجعه، سه برگ اظهارنامه دریافت و آمادگی خود را اعلام نماید یا اینکه چند نفر را به شهادت بگیرد و استشهادیه ای تنظیم نماید. نفقه زوجه در زمانی که وی تمکین را منوط به پرداخت مهریه نموده است: به زنی که بعد از عقد، شروع به زندگی زناشویی و رفتن به خانه شوهر را منوط به پرداخت مهریه نماید، نفقه تعلق می گیرد و مرد مکلف است نفقه وی را بپردازد. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی- زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده، از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

نفقه در عده وفات

به موجب اصلاحی سال ۱۳۸۱ قانون مدنی- در عده وفات نفقه زن در صورت مطالبه از اموال کسانی که پرداخت نفقه به عهده آنها است تأمین می گردد.

نفقه زوجه در صورت صغیر بودن زوج

با توجه به اینکه طفل صغیر تحت ولایت پدر و پدر بزرگ پدری خود می باشد، پرداخت نفقه به عهده پدر است. در صورت فوت پدر یا حجر او، ولایتش ساقط می شود و به عهده پدر بزرگ پدری خواهد بود. اگر صغیر ولی خاص نداشته باشد، برای وی نصب قیم می شود و نفقه زوجه وی را ولی خاص و در صورت نبودن او، قیمی که دادگاه تعیین می کند نفقه را پرداخت خواهد کرد.

نفقه زوجه در صورت مجنون بودن زوج

این مورد نیز همان شرایط مورد قبلی را دارد یعنی در صورت نبودن ولی خاص "برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون و عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند"، دادگاه نصب قیم می نماید تا اداره اموال او را بر عهده بگیرند.

نفقه زوجه در صورت غایب مفقودالاثر بودن زوج

در این خصوص زوجه به دادگاه مراجعه کرده و حاکم شرع نیز از اموال غایب به قدر نفقه در اختیار زوجه قرار خواهد داد.

نفقه در عقد موقت (صیغه)

در صورتی که زنی به عقد موقت مردی درآید به زبان عامیانه صیغه وی گردد، نفقه به وی تعلق نمی گیرد مگر اینکه آنان توافق به پرداخت نفقه کرده باشند. ماده ۱۱۱۳- در عقد انقطاع زن حق نفقه دارد مگر اینکه شرط شده یا آن که عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

تعریف نفقه زوجه

نفقه عبارت است از هزینه زندگی زن که شامل خانه، اثاثیه منزل، غذا، لباس، هزینه های آرایشی، وضع حمل و درمان که بر عهده زوج می باشد. ماده ۱۱۰۶- در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.

چگونگی محاسبه میزان نفقه

ضابطه موجود در تعیین میزان نفقه، بر مبنای شؤونات خانوادگی زن، عرف و عادت همشهری ها، نفقه امثال زوجه و وضع مالی مرد می باشد و در صورت عدم توافق زوجین در میزان نفقه، نظر کارشناس اخذ می گردد.

شرایط پرداخت نفقه

به محض اینکه عقد ازدواج صورت پذیرفت و زوجین زندگی زناشویی خود را آغاز نمودند، شوهر مکلف به پرداخت نفقه است. البته زوجه در صورتی مستحق نفقه است که از همسر خود در مفهوم خاص تمکین نماید. تمکین خاص به معنی تسلیم کامل زن در مقابل شوهر در تمتع بردن جنسی است مگر آنکه زن عذر شرعی داشته باشد یا بیمار باشد. تمکین در معنای عام به معنای اطاعت زن از شوهر در موارد روابط خانوادگی، خوش رفتاری، خوش رویی، سکونت در یک منزل، عدم خروج بدون اجازه شوهر است. به زنی که از همسرش در مفهوم خاص و عام اطاعت ننماید "ناشزه" گویند. ماده ۱۱۰۸- هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.

ترک منزل ار ناحیه زوجه و تعلیق نفقه

زوج وظیفه دارد که در حد توانش منزلی مستقل و متناسب با شؤونات زوجه فراهم نماید. حال اگر این منزل از جنبه شؤونات اجتماعی مطابق حال زن باشد ولی به سر بردن در آن منزل موجب شود که احتمال ضرر و زیان شرافتی یا بدنی (آزار و اذیت) زوجه برود، خروج وی از منزل "نشوز و عدم اطاعت" محسوب نمی گردد و نفقه تا زمان برطرف شدن مشکل به وی تعلق خواهد گرفت. ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی- زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی- اگر بودن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

نحوه محاسبه نفقه فرزند

بر اساس ماده 1999 قانون مدني، پرداخت و تامين نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتي که پدر فوت کرده باشد يا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه بر عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتي که جد پدري هم زنده نباشد يا نتواند نفقه بپردازد، تامين هزينه‌ها بر عهده مادر خواهد بود همچنين در صورتي که مادر هم نباشد يا خودش مشکلات معيشتي داشته باشد، تامين هزينه‌ها بر عهده اجداد پدري و اجداد مادر يعني مادربزرگ پدري يا مادربزرگ مادري خواهد بود. بنابراين گزارش نفقه فرزندان به ترتيب ابتدا بر عهده پدر، دوم پدربزرگ پدري، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدري، مادربزرگ مادري و پدربزرگ مادري است. با اين اوصاف مي‌توان دريافت که قانون براي دريافت نفقه فرزندان، شيوه‌هاي مختلفي را پيش‌بيني کرده است. در قانون پيش‌بيني شده است که اگر پدري با داشتن امکانات مالي از پرداخت نفقه فرزندانش خودداري کند، اين مساله بار کيفري دارد و فرزندان يا فردي که مسئوليت سرپرستي و نگهداري فرزندان را بر عهده دارد، مي‌تواند عليه او در اين خصوص به دادگاه شکايت کند. لازم به ذکر است که اگر پدر داراي اموالي باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها مي‌توانند با ارايه دادخواست به دادگاه و دريافت راي قطعي به ميزان نفقه تعيين‌شده، اموال و دارايي پدر را به نفع خود توقيف کنند.

فرزند تا چه زمانی مستحق دریاف نفقه است؟

در شرع و قانون سن معيني براي نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده است و عرفاً مادام که اولاد داراي شغل و درآمد مشخصي نباشند، پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئوليت دارد. يکي از نکاتي که در اين زمينه در جامعه مي‌توان مشاهده کرد، اين است که تا زماني که فرزند دختر، همسر انتخاب نکرده است يا فرزند پسر مشغول تحصيل باشد، به کارمندان حق اولاد پرداخت مي‌شود.

نگهداری از فرزندان، حق و تکلیف والدین

قانونگذار حضانت و نگهداري از فرزند را هم حق و هم تکليف والدين دانسته و طبيعي است که نگهداري از فرزندان مستلزم تامين هزينه‌ها و مخارج مورد نياز آنها است. حال يکي از پرسش‌هايي که در اينجا به ذهن متبادر مي‌شود، اين است که اگر پدر و مادري از يکديگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورت‌جلسه طلاق، منزل مسکونيش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آيا باز هم پدر مکلف به پرداخت نفقه است؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت که اولا نفقه تنها شامل مسکن نمي‌شود بلکه غذا، اثاث منزل، هزينه‌هاي درمان، لباس و ... نيز نفقه محسوب مي‌شود. ثانياً پرداخت نفقه تکليف قانوني پدر است و مادر ولايتي بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستي، موضوعي جدا از ولايت است.

محدودیت شکایت برای نفقه فرزند

پسران تا 18 سالگي و تا زماني که در خانه پدر خود تحصيل مي‌کنند، حتي در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم مي‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارايه کنند؛ اما پس از 18 سالگي و با اتمام تحصيل، ديگر پدر وظيفه‌اي براي پرداخت نفقه او نخواهد داشت. دختران تا زمان ازدواج مي‌توانند تقاضاي نفقه گذشته داشته باشند، اما اگر دختري ازدواج کند و پس از آن طلاق بگيرد دادگاه ديگر به شکايت او براي نفقه گذشته راي مثبت نمي‌دهد.

موارد دیگر خانواده

متن تست